بعد از یک مدت نسبتا طولانی سلام .
مامانی حسابی سرش شلوغ بود از طرفی اسباب کشی و نقل مکان به خانه ای که نزدیک محل کار بابایی باشه و بعد از جابجایی هم کامپیوتر شدیدا ویروسی شده و لپ تاب بابایی هم همیشه قرق هست و اما دخملی که با، بازیگوشی ها و شیرین کاری هاش همه رو شیفته خودش کرده.
دخمل مامان اسباب بازیهاش رو خیلی دوست داره مخصوصا کتابهاشو که دقیقه های طولانی باهاشون سرگرم می شه و مجذوب تصاویرشون می شه و با انگشت اشاره ی کوچولوش روی تصاویر می گذاره و یک چیزایی هم بلغور می کنه مامانش فداش بشه.
قبلا اسباب بازیهایی که صدا دار و جغجغه ای بودند رو بیشتر دوست داشت ولی حالا خیلی به ندرت سراغشون بره البته نباید از اسب بنفشش نمیشه گذشت که عاشقشششششه، انگار که مادرزادی سوار کار بوده عزیزم فدات بشم مامانی.
دیروز رفته بودیم نمایشگاه کتاب شیراز در مقابل نمایشگاه تهران قابل قیاس نبود ولی کلی سی دی آموزشی و کتاب واسش خریدیم حدود ۶۰ تا کتاب های جالب که از می می نی و مجموعه آموزشی خانواده خرسها و مجموعه کتابهای آموزشی رفتاری خیلی خوشم آمد ولی خیلی از کتابهایی که مد نظرم بود گیرم نیومد.
- روز کودک و روز دختر هم رونیکا رو بردیم شهر شادی و واسش هدیه خریدیم بعد هم در رستوران شهر شادی شام خوردیم رونیکا که از بیرون رفتن(ددر) خیلی خوشش می یاد و مامانش هم از خرید در کنار هم روزهای خوبی رو گذروندند مامانی همیشه شاد باشی عزیزم انشاالله مادر شدنت رو ببینم عزیزم